عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
542
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
چون كعب را كشته بودند ، ديگر روز بامداد رسول خدا ( ص ) فرمود تا ياران همه سلاح در پوشيدند ، و بجنگ جهودان شدند . و ايشان جمعى عظيم بودند از قبيلهء نضير ، و ايشان را در آن خانها حصار ميدادند . پس جهودان چون دانستند كه ايشان را از مدينه بيرون خواهند كرد ، خانهاى خويش بدست خويش خراب ميكردند ، يعنى كه تا مسلمانان در آن ننشينند ، و مالهاى خويش بفنا ميبردند ، و درختان خرما ميبريدند ، كه تا مسلمانان را نبود . آخر ايشان را بيرون كرد و به شام فرستاد ، و ذلك فى قوله تعالى : هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ الآيات . أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ - ميم صلت است ، و تقدير سخن آنست كه أ لهم نصيب من الملك ، و اين بر جهت انكار گفت . معنى آنست كه : جهودان را از ملك نصيبى نيست ، و اين را دو تفسير گفتهاند : يكى آنكه ملك ، نبوّت است و شرف دين ، و جهودان را از آن بهره نيست . ديگر تفسير آنست كه ايشان را هرگز در زمين پادشاهى و فرمانروايى نبوده است . فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً - ميگويد : اگر ايشان را در زمين پادشاهى و فرمانروايى بودى از بيت المال هيچ خداوند حق را از مردمان ، مقدار نقيرى بندادندى ! و اين ذمّ ايشانست در بخل و حسد و قلّة الخير كه در ايشانست . نقير آن گواست كه بر پشت استهء « 1 » خرما است ، و درخت خرما از آن رويد . أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ - ناس اينجا مصطفى ( ص ) است و نژاد وى . از اسماعيل و آل ابراهيم درين آيت فرزندان يعقوب و نژاد اسحاق را ميخواهد . اين جهودان حسد ميبردند بر رسول خدا ( ص ) و نژاد اسماعيل ، به آنچه اللَّه ايشان را داد از كتاب و نبوّت . ربّ العزّة گفت : ايشان به اين حسد مىبرند .
--> ( 1 ) - استه هسته ، در همهء نسخ چنين است . )